نسخه ی چاپی

 

 

 

 

 

 

داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

 

 

کوشیار پارسی

 

رقصی به گِرد ِ گوساله‌ی زرین

 

لوکاس فان لایدن، حدود 1530، موزه رکس آمستردام

این نگاره اکنون به طور موقت در موزه بویمانز فان بونینگن [Boijmans Van Beuningen] روتردام به نمایش گذاشته شده است.

 

بحران اعتباری جهانی و عواقب آن فراگیر شده است.

فضای بحران مالی جهانی به نگاره‌ی لوکاس فان لایدن شباهت دارد که در سده‌ی شانزدهم آفریده است.

خبر: رایکمان خرونینگ [Rijkman Groenink] مدیر کل بانک آب‌ان‌‌آمرو [ABN AMRO]بادریافت 4.3 میلیون یورو پول نقد و معادل بیست و شش میلون یورو سهام و اوراق بهادار از کنار برکنار شد.

خبر دیگر: ریچارد فولد [Richard Fuld] مدیر شرکت ِلمان برادرز [Lehman Brothers] در طول هشت سال بیش از 300 میلیون دلار به جیب زده است؛ به زمانی ‌که شرکت تحت مسئولیت او در حال ورشکستگی بود. وقتی از او پرسیده شد آیا صادقانه است که از شرکت در حال ورشکستگی این همه پول دریافت کند، پاسخ داد آن زمان خبر نداشتم که شرکت رو به ورشکستگی است.

در ماه‌های گذشته از این دست خبرها بسیار شنیده و خوانده‌ایم.

 

رقصی به گِرد ِ گوساله‌ی زرین

وقتی به نگاره‌ی سه قابی اثر لوکاس فان لایدن [Lucas van Leyden] نگاه می‌کنیم، می‌اندیشیم که باید  تصویری مذهبی باشد یا شمایل برای دعا.

لوکاس فان لایدن با این نگاره نگاه را فریب می‌دهد، زیرا این جا تنها پول و لذت و شادی و اغراق و افراط و تفریط است و جشن شلوغ  ِ لهو لعب برپا. از خود می پرسی چه می تواند باشد؟

ستایش هم وجود دارد، اما ستایش چیزی وارونه و نادرست.

این‌جا گوساله‌ی زرین را می‌بینیم در میانه‌ی نگاره و در پیش زمینه عواقب آن را. آدم‌ها، عضو اجتماعی که گوساله زرین می‌ستایند. این جهانی است که بحران مالی از درون آن می‌تراود.

این‌جا آدم‌ها گرد گوساله‌ی زرین می‌رقصند و دارند لذت می‌برند و لباس از تن بیرون می‌کشند؛ عشق‌بازی و نازبازی در کار است و رقص. روایت گوساله‌ی زرین از سفر خروج در کتاب مقدس است:

سفر خروج، باب سی و دوم:

و چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود قوم نزد هارون جمع شده وی را گفتند برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند زیرا این مرد موسی که ما را از زمین مصر بیرون آورد نمی‌دانیم او را چه شده است* هارون بدیشان گفت گوشواره‌های طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شما است بیرون کرده نزد من بیاورید* پس تمامی قوم گوشواره‌های زرین را که در گوش ایشان بود بیرون کرده نزد هارون آوردند* و آنها را از دست ایشان گرفته آن را با قلم نقش کرد و از آن گوسالۀ ریخته شده ساخت و ایشان گفتند ای اسرائیل این خدایان تو می‌باشند که ترا از زمین مصر بیرون آوردند* و چون هارون این را بدید مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده گفت فردا عید یَهُوه می‌باشد* و بامدادان برخاسته قربانی‌های سوختنی گذرانیدند و هدایای سلامتی آوردند و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند و بجهت لعب بر پا شدند*...

موسی قوم بنی اسرائیل را از مصر راهبری کرده است و در بالا ایستاده تا از خدای خود فرمان دریافت کند اما فرمان‌ها اندکی دیر رسید‌ه‌اند، زیرا آن پایین جشنی بزرگ در جریان است. مجلس عیاشی.

می‌آید پایین، چون خدا گفته است برو آن پایین نگاه کن چه خبر است. می‌آید پایین، می خواهد همه چیز را به هم بریزد و باز به بالا برگردد برای دریافت فرمان‌های تازه "... چون نزدیک به اردو رسید و گوساله و رقص کنندگانرا دید خشم موسی مشتعل شد و لوحها را از دست خود افکنده آنها را زیر کوه شکست..."

اما در نگاره چه‌ها که دیده نمی‌شود: شرط بندی، زنی با کودکی بر زانو که دارد چیزی از دست مردی می‌گیرد به ازای لذتی که ببخشد؛ بوسه و نوش‌خواری و اغراق در همه چیزی که نگارگر با شور تمام به تصویر کشیده است. جامعه‌ای مهارگسسته، منظره‌ای افسار گسیخته – درست مثل آن‌چه اکنون جریان دارد؛ بی اعتنا به ارزش و معیار و ...

به این خاطر بود که این نگاره در کلیسا گذاشته نشد. به این منظور هم آفریده نشده بود البته

خبر وجود این نگاره در خانه ای در کالفراسترات[Kalverstraat]  آمستردام نخستین بار به سال 1604 شنیده شد. - آن زمان فروشگاه آزاد قارچ و مواد مخدر سبک هنوز وجود نداشت.

این نگاره شاید درباره شادی و مهار گسیخته‌گی بوده است، اما هشداری هم بوده درباره‌ی ستودن آنی که خواست ِ تو نبوده است. گونه‌ای گرایش اخلاقی که اراسموس فیلسوف در "در ستایش بلاهت" شرح داده است. از بالا به جهان نگاه می‌کند و موقعیتی عالی می‌گزیند تا همه‌ی فاجعه و خطا ببیند و بنمایاند.

تاریخ تکرار می‌شود.

 

درباره‌ی لوکاس فان لایدن

لوکاس فان لایدن(1494-1533)  پسر نگارگر شهر لایدن هوگو یاکوبز[Hugo Jacobsz] بود که پس از آموزش در کارگاه پدر، به سراغ کورنیلیس انگه‌برختس [Cornelis Engebrechtsz] رفت. خیلی زود و در جوانی پیشرفت کرده و به شهرت رسید. به عضویت باشگاه تیراندازان شهر پذیرفته شد. در سده‌های میانی این خود امتیاز بزرگی بود. کار اینان جز تیراندازی تفریحی شرکت در جنگ و نگهبانی شهر نیز بود. هزینه‌ی همسانه و اسلحه و ابزار را خود باید می‌پرداختند، به همین خاطر اعضای آن از طبقه‌ی بالا بودند. در سده‌ی هفدهم نگاره‌های بسیاری از این تیراندازان و سرداران آفریده شده است.

لوکاس فان لایدن در سال 1528 با دختر شهردار لایدن ازدواج کرد، اما هرگز صاحب فرزند نشد. به سال 1533 درگذشت. 

لوکاس فان لایدن به سال 1521 با هنرمند آلمانی آلبرخت دورر [Albrecht Dürer] آشنا شد و فن استفاده از سایه روشن [Clair-obscur] او را آموخت. این اصطلاح ´سایه-روشن´ در طراحی‌ها و نگاره‌ها و طرح‌های چاپی برای تاکید بر کنتراست نور و سایه است. این کار پیش‌تر انجام شده بود، اما در پایان سده‌ی شانزدهم بیش‌ترین کاربرد را یافت. کاربرد سایه‌ روشن از فن‌های شناخته شده‌ی کاراواجیو(1573-1610)  است. او استاد نگارگری چشم‌اندازهای تاریکی بود که نور بر آن می‌تابید. لوکاس فان لایدن شیفته‌ی هنر ایتالیا بود که در شمال اروپا رواج یافته بود. رافائل نیز یکی از سرمشق‌های او بود.

اهمیت لوکاس فان لایدن به زمان خود مثل اهمیت رمبراند است در سده‌ی طلایی. هم اوست که جنبش رنسانس را به هلند شناساند. نگاره‌های او زنده، پر از گوناگونی رنگ وروایت‌گونه‌اند.

مشهورترین نگاره‌ی او همین رقصی به گرد گوساله‌ی زرین است. اما در مرکز توجه نه روایت کتاب مقدس وجود دارد و نه رفتار موسی که لوح ده فرمان را با خشم می‌شکند - او را خیلی خرد می‌بینیم که از کوه به زیر می‌آید-. مردمی که خود به شادی و جشن سپرده‌اند در مرکز توجه روایت نگاره قرار دارند.

 

ژانویه 2009